الملا فتح الله الكاشاني
219
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كه بيرون روند بنى النظير از مدينه به جهت بسيارى عدد و عدد و شجاعت و شوكت ايشان * ( وَظَنُّوا أَنَّهُمْ ) * و گمان بردند آنان كه ايشان * ( مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ ) * منع كننده است و بازدارندهء ايشان را حصارهاى استوار ايشان يعنى گمان ايشان آن بود كه حصارهاى ايشان باز خواهد داشت ايشان را * ( مِنَ اللَّه ) * از عذاب خدا اصل اين كلام چنين است كه ان حصونهم تمتعهم و تغيير اين نظم كه تقديم خبر است و اسناد جمله ضمير هم به جهت دلالتست بر فرط وثوق ايشان بحصانت حصون و اعتقاد ايشان در آنكه نفسهاى ايشان در نهايت عزت و منعة است بسبب آن حصون و اصلا بخواطر ايشان نميگذشت كه ايشان مخذول و مقهور گردند * ( فَأَتاهُمُ اللَّه ) * پس بيامد بايشان عذاب خداى * ( مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا ) * از آنجا كه گمان نميبردند و تصور آن نميكردند به جهت قوت وثاقة و محكمى حصون * ( وَقَذَفَ ) * و بيفكند خداى تعالى * ( فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ ) * در دلهاى ايشان ترس و بيم را بسبب كشته شدن كعب كه پيشواى ايشان بود و به جهت آن دل ايشان بر جلا نهاده * ( يَخْرُجُوا ) * خراب ميكردند * ( بُيُوتَهُمْ ) * خوانهاى خود را * ( بِأَيْدِيهِمْ ) * بدستهاى خود به جهت ضنت آن بر مسلمانان * ( وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ ) * و بدستهاى مؤمنان يعنى ايشان بواطن آن را خراب ميگردند و مؤمنان ظواهر آن را و باعث بر تخريب ايشان يا احتياج ايشان بود بخشب و احجار تابان افواه ازقة يعنى كوچه ها را كه موضع هجوم مؤمنان بود برايشان مسدود سازند و يا به جهت آنكه بعد از جلا متحسر نشوند بر بقاى آن مساكن يا منشأ آن بردن خشب حيده و اسباب و ادوات آن بود بهمراه خود و اما داعى مؤمنان بر تخريب ازاله متحصن و متمتع ايشان بود و اتساع محال حرب براى خود و از ابن عباس روايتست كه مسلمانان از بيرون سوراخها ميكردند تا اندرون روند و اموال ايشان را غنيمت گيرند و ايشان از اندرون ديوارها ميشكافتند و بيرون ميرفتند و ميگريختند و سبب عطف ايدى المؤمنين بر ايديهم آنست كه تخريب مؤمنين مسبب بود از تخريب ايشان پس گوييا ايشان اهل ايمان را بر تخريب آن ميداشتند و گويند اخراب بمعنى معطل گردانيدن و خراب واگذاشتن است و بر هر تقدير اين جمله حاليه است يا تفسير رعب و مرويست كه يهودان چون دل بر جلا نهادند و دانستند كه منازل ايشان بدست مؤمنان مىافتد خانها مىكندند و هر چه ايشان را خوش مىآمد از درها و چوبها و سنگهاى تراشيده از محل خود بركنده ميخواستند كه با خود ببرند پس ششصد شتر بار كرده خود را برآراستند و اظهار جلادت نموده لافها مىزدند و سرودگويان از بازار مدينه بگذشتند و بولايت شام رفتند * ( فَاعْتَبِرُوا ) * پس عبرت